جنگجوی همیشه پیروز
چند روز پیش در یک از سایتها خبری دیدم که با حضور وزیر ارشاد و آیت الله هاشمی شاهرودی از دوره ی کامل تفسیر قرآن کریم آقای قرائتی رونمایی شد . این هم آدرس خبر :
http://rajanews.com/detail.asp?id=98620
ولی آیا جناب آقای قرائتی واقعا یک مفسّر قرآن است ؟ آیا تحصیلات حوزوی او به مقداری است که از عهده ی تفسیر قرآن برآید ؟ آیا او با عنایت به اینکه با ادبیات و درس خارج مخالف است ، توانایی تفسیر قرآن را دارد ؟
به نظر من آنچه باعث شهرت و انصافا محبوبیت ایشان در بین توده ی مردم شده است ، ساده و همه فهم صحبت کردن ایشان است . صحبتهایی که با طنز و تمثیلات ملموس همراه است . از طرفی ایشان در مباحث جناحی و گروهی سیاسی ورود نکرده و همین برای محبوبیت نزد مردم سیاست زده کافی است . همه ی اینها درست ولی آیا این خصوصیات مجوّز اطلاق عنوان مفسّر قرآن بر ایشان میگردد ؟
به نظر من همین شیرین بیان بودن و خودمانی صحبت کردن ایشان با چاشنی و طنز و تمثیل باعث شده که حتی علماء حوزه از دقت در محتوای سخنان ایشان در وادی تفسیر قرآن و مفاهیمی که ایشان به طرز عجیبی از آیات استخراج می کند ، غافل باشند . حداقل من تا به حال ندیده و نشنیده ام که یکی از بزرگان حوزه به روش تفسیری عجیب و غریب ایشان ایراد بگیرد . شاید هم به این جهت باشد که در حوزه خیلی حرفهای او را جدی نمی گیرند و آنقدر برای استنباطهای او ارزش قائل نیستند که در صدد رد آنها برآیند
شاید بنده اولین کسی باشم که صلاحیّت مفسّر بودن ایشان را زیر سوال می برم و حتما این امر موجب تعجب خوانندگان شده است . همانگونه که مرحوم استاد مطهری از اسلام شناسی دکتر شریعتی به اسلام سُرایی و اسلام شاعری تعبیر کرده من نیز تفسیر نور ایشان را به نامگذاری به تفسیر ذوقی سزاوارتر میدانم . آقای قرائتی ذوقیات خوبی دارد و در ملموس کردن مفاهیم انتزاعی با مثالهای تقریبی استاد است اما نسبت دادن این ذوقیات به آیات قرآن چه بسا ایشان را مشمول مذمت های وارده درباره تفسیر به رأی نماید
امیدوارم نقد امروز من آغازی باشد بر نقدهای عمیق تر و وسیعتر از ایشان تا شاید به خود آید و دست از تفسیر قرآن بردارد ! و از چاپ مجدّد به اصطلاح تفسیر نور خود صرف نظر کند
آغاز بدبینی
آغاز بدبینی بنده به ایشان از روزی شروع شد که دوست گرامی من حاجاقای اکبر دهقان ( مسئول ستاد تفسیر حوزه ) جلد هفتم تفسیر نور ایشان را به من داد و گفت : قرار است که تجدید چاپ گردد و آقای قرائتی گفته است چند نفر از طلبه آن را ببینند و نظرات خود را بنویسند تا در صورت وارد بودن ایرادها در چاپ بعدی إعمال گردد . این قضیه به پنج شش سال قبل مربوط میشود . من هم کتاب را گرفتم و به خانه آمدم . هر صفحه ای را که مطالعه می کردم بر تعجبم افزون میگردید . خدایا ، اینها چیست که به اسم تفسیر در این کتاب ـمده است ؟!
خلاصه شاید حدود صد ایراد از همان جلد نوشتم و بعد از چند روز به حاجاقای دهقان دادم و منتظر نتیجه ماندم . بعد از مدتی حاجاقای دهقان مرا دید و گفت : وافی ، وقتی اولین ایراد تو را در صفحه ی 16 تفسیر به آقای قرائتی نشان دادم ، خیلی خندید و گفت : عجب ایراد واردی گرفته ! حاجاقای دهقان می گفت : آن روز از صبح تا غروب با هم بودیم و هر وقت به یاد ایراد تو می افتاد ، خنده اش می گرفت و می گفت : من باید این طلبه را ببینم . این گذشت تا همان جلد تجدید چاپ شد و من فورا به سراغ صفحه ی دومش رفتم و با کمال ناباوری دیدم که مطلب همان مطلب قبلی است و کوچکترین تغییری نکرده ! گویا تنها فایده ی ایراد من فراهم شدن زمینه برای خنده و رفع خستگی ایشان بوده است !
جلد هفتم تفسیر ایشان با سوره ی إسراء آغاز میشود . سوره ای که آیه ی اولش درباره قسمتی از سفر معراج پیانبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله ) است . اولا که ایشان معراج را به نحوی ترسیم کرده اند که در ذهن مخاطب یک حرکت مادی آنهم به سمت بالا به طرف ستارگان تداعی می گردد . ایشان میگوید : گر چه شبهاتی پیرامون امکان معراج از قبیل نبودن اکسیژن در فضای بیرون از جو و گرما و سرمای کشنده و مشکل بی وزنی و اشعه های خطرناک کیهانی ، مطرح شده است ولی امروزه که انسان، هواپیما و قمرمصنوعى وسفینههاى فضایى به کرات دیگر مىفرستد، پذیرفتن معراج آسان است ! ( جلد 7 صفحه 16 )
از همه ی اینها عجیب تر این است که ایشان در بخش پیامهایی که از آیه شریفه استفاده می شود ، گفته است :
پیامبرى که امتّش در آینده از فضانوردان نیز خواهند بود، لازم است به معراج و سفر آسمانى رفته باشد !!!
و من نمیدانم آیا سه علامت تعجب حق مطلب را ادا میکند یا نه ؟!
برای مطمئن شدن از اینکه ایشان این حرف را زده ، میتوانید به آدرس زیر مراجعه نمایید :
http://www.qaraati.net/show.php?page=tafsir&numsooreh=17&numayeh=1842
و جمله ای که در ادامه ی جمله ی ایشان اضافه کرده بودم و باعث تعجب ایشان و ابراز اشتیاق برای دیدار با بنده شده بود ، این بود که :
با این حساب چون امت حضرت در آینده با زیر دریایی ها به اعماق دریاها سیر خواهند کرد ، لازم است به سفری در زیر دریا نیز رفته باشد !!!
این تنها یک نمونه از انحرافات موجود در به اصطلاح تفسیر نور بود و من از اینکه ایشان به عنوانن مفسر قرآن و کتاب ایشان به عنوان تفسیر قرآن مطرح و ترویج و در نسخه های چند ملیونی نشر گردد ، احساس خطر می کنم . درست که در حوزه به این کتاب بهایی داده نمی شود و شاید بیشتر در کتابخانه های دانشجویان یا مردم عادی علاقمند به آشنایی با قرآن یافت گردد اما ممکن است به مرور زمان و مخصوصا بعد از فوت ایشان جای بیشتری باز کند و خدای نکرده یک کج سلیقه پیدا شود و آن را به عربی ترجمه کند به عنوان یک تفسیر شیعی در عالم اسلام مطرح گردد . آن وقت ما چه جوابی در مقابل ایرادات اهل اندیشه و تفکر مذهبی به محتوای این کتاب خواهیم داشت ؟!؟
جناب آقای قرائتی اگر این مقاله ی مرا مطالعه می کنید ، کمی به خود آیید . شما هم از جهت ادبیات عرب و هم از نظر فقهی ضعیف هستید و صلاحیت تفسیر قرآن را ندارید . کمی با اساتید فن تفسیر حوزه دراین باره مشورت کنید و انتقادات آنها را در نوشته هایتان إعمال کنید . کمی در روایات مذمّت تفسیر به رأی و قیاس و استحسان تأمل کنید . شما نه تنها در فهم مقصود از کلام خدا بسیار به خطا رفته اید بلکه نمونه هایی وجود دارد که حتی در برداشت از کلام بشری نیز به خبط و خلط آشکار دچار شده اید
یک نمونه از سوء برداشت ایشان از کلام یک بشر عادی
آقای قرائتی در صفحه ی 129 کتاب امر به معروف و نهی از منکر خود میگوید :
بعد از سقوط رژیم شاهنشاهی و تشکیل نظام جمهوری اسلامی به دست مبارک امام خمینی ، از صدا سیما آهنگی دلنواز پخش شد . از امام سؤال شد : این آهنگ حلال است یا حرام ؟ ایشان فرمودند : این آهنگ اگر از صدا و سیمای جمهوری اسلامی باشد ، مانعی ندارد ولی اگر از رادیو و تلویزیون کشور دیگری باشد ، حرام است
سپس نتیجه می گیرد که :
از این کلام معلوم میشود که اگر آهنگی مردم را به رژیم فاسد دلگرم و سرگرم کند ، حرام است ولی اگر امّت حزب الله را شاد کند ، حلال است !!!
همه ی فتاوا و استفتائات آن مرحوم را کنار گذاشته و شادی امت حزب الله را ملاک حلیّت آهنگ قرار داده است !!!
جناب قرائتی ، آیا شما می دانید آهنگ مزبور چگونه آهنگی بوده است ؟ سرود جمهوری اسلامی بوده یا آواز شجریان یا یک آهنگ پاپ ؟ چون می دانیم که در دهه شصت وضع صدا و سیما به این افتضاحی نبود و بیشتر مارشهای نظامی و سرودهای حماسی پخش می شد ولی این کتاب شما و برداشت و نتیجه گیری شما در دهه ی هشتاد ( دهه ی بریدن ترمز صدا و سیما در پخش انواع ساز و آوازها ) چاپ شده و به خورد جوان و نوجوان ما داده می شود . و آیا اصلا از کجا که این نقل قول صحیح صحّت دارد حتی اگر ناقل آن احمدآقا باشد و در صورت صحّت چگونه تعارض آن را با استافتائاتی که از ایشان درباره ی موسیقی شده و در تمام آنها آهنگ متناسب با مجالس لهو و لعب را حرام دانسته اند ، حل میکنید ؟ آیا می توانید یک فتوا یا استفتاء از ایشان بیاورید که مجلس لهو و لعبی را که امت حزب الله در آن حضور دارند ، استثناء کرده باشند ؟!؟ با این حساب رقص مختلطی که زن و مرد در آن حزب اللهی باشند و شرابی هم که امت حزب الله را مست کند و ، حلال است !!!
و آیا فتوای معروف مقام رهبری را ندیده اید که : پخش موسیقی از صدا و سیما دلیل بر حلیّت آن نیست ؟ اگر نشنیده اید توجه شما را به متن استفتائی که از ایشان در این باره شده ، جلب می کنم :
س 1140: موسیقى که از رادیو و تلویزیون جمهورى اسلامى پخش مىشود، چه حکمى دارد؟ آیا این گفته که حضرت امام(قدّس سره) موسیقى را بهطور مطلق حلال اعلام کردهاند، صحیح است؟
ج: نسبت حلال دانستن موسیقى بهطور مطلق به راحل عظیم الشأن حضرت امام خمینى ( قدّس سرّه ) کذب و افتراء است. امام ( قدّس سرّه ) معتقد به حرمت موسیقى مطرب و لهوى مناسب با مجالس لهو و معصیت بودند و نظر ما هم همین است، ولى اختلاف در دیدگاهها از تشخیص موضوع نشأت مىگیرد زیرا تشخیص موضوع موکول به نظر خود مکلّف است. گاهى نظر نوازنده با نظر شنونده تفاوت پیدا مىکند که در این صورت موسیقى که به تشخیص مکلّف لهو و مناسب با مجالس گناه است بر او گوشدادن به آن حرام مىباشد و امّا صداهاى مشکوک محکوم به حلیّت هستند و پخش از رادیو و تلویزیون به تنهایى دلیل شرعى بر مباح و حلال بودن آنها محسوب نمىشود
آدرس این استفتاء ، سایت مقام رهبری به آدرس :
http://www.leader.ir/tree/index.php?catid=11
کاش جناب قرائتی به همین مقدار اکتفا می کرد ولی ایشان برای اینکه از نظر فقهی هم خودی نشان دهد ، در ادامه ی فتوا به حلال بودن آهنگ های شاد کننده ی امّت حزب الله دست به قیاسی خنده دار میزند و می گوید :
درست مثل تجسس و جاسوسی که برای حفظ منافع کفار حرام ، ولی برای حفظ نظام اسلامی حلال است !!!
آیا فردی که حتی توانایی برداشت صحیح از کلام فارسی یک فقیه را ندارد و قیاسی را که بطلان آن از واضحات مذهب اهل بیت ( علیهم السلام ) بی پروایانه به کار می برد ، صلاحیت تصدّی تفسیر قرآن کریم را دارد ؟!؟
در یک بعد کلی می توان گفت تمامی انسان ها، با هم متفاوت هستند و تفاوت های بسیاری با یکدیگر دارند که دلایل این تفاوت نیز متنوع و متعدد است و امروزه بحث تفاوتهای فردی یک اصل شناخته شده و مورد قبول بسیاری از روانشناسان می باشد اما در عین حال تفاوت های بین زن و مرد ، تفاوت های عمده و اساسی است. برخی از این تفاوت ها، ریشه در عوامل فیزیولوژیکی و زیستی دارند و بعضی، نشأت گرفته از عوامل فرهنگی و اجتماعی هستند. به همین جهت زنان و مردان هم از نظر امور جسمانی و فیزیولوژیک متفاوتند و هم از نظر روانی و عواطف و پیکولوژیک که لازمه این تفاوت در آفرینش، تفاوت در مسئولیتها و وظایف است. از جمله تفاوت های اساسی زن و مرد، تفاوت در عرصه هیجانات، احساسات و عواطف است. که این موضوع یکی از مهمترین تفاوتهای روانی بین زن و مرد محسوب می گردد. در این زمینه روانشناسان معتقدند: در زنان سرعت هیجان بیشتر از مردان است. لذا عکسالعمل آنان در مقابل حوادث و اتفاقها سریع تر بوده و خیلی زودتر از مردان از خود واکنش نشان می دهند به همین خاطر در برابر اتفاقات و حوادث زندگی زودتر متأثر می شوند و از خود واکنش های هیجانی نشان می دهند. به هر حال سرعت هیجان پذیری زن نسبت به مرد یک تفاوت روانی بین آن دو است که در عکسالعملها و تصمیمگیریهای زن تأثیر دارد. لذا حضرت علی(ع) به این تفاوت روانی توجه داشتهاند و سفارش میکنند که «و لا تهیجوا النساءَ باذیً ...؛ "عواطف و احساسات زنان را تهییج نکنید ولو آنکه به نوامیس و بزرگان شما اهانت کنند... ." (1) تحریک عواطف و احساسات زن ممکن است باعث انجام کارهای خلاف عقل و شرع شود و عکسالعمل نامناسب از خود نشان دهد. چون سرعت هیجانات او باعث میشود که قوای عقلانی و نفسانی او تضعیف شود و ضعف این قوا در اعمال زنان و تصمیمگیریهای آنان تأثیر بسیار زیادی در زنان دارد. لذا توصیه حضرت این است که زنان را دستخوش حوادث و هیجانات زیاد قرار ندهید تا موجب رفتار ناشایست آنان فراهم نشود. در این زمینه جین ال امبروز میگوید: «آنچه زن را به اتخاذ تصمیمات خود برمیانگیزد احساسات قلبی او است نه مقدمات عقلی ...» (2) لذا احساسات و عواطف شدید همان طور که میتواند در تصمیمگیری مرد تأثیر گذارد در زنها هم تأثیر میگذارد منتها به جهت غلبه عواطف و احساسات شدید زنان، آنان بیشتر بر اساس عواطف و احساسات تصمیم میگیرند قبل از آنکه جنبههای عقلانی آن را در نظر بگیرند. طبیعی است که تفاوت در عواطف زنان، به خاطر رسالت مادری و همسری است که آنها بر عهده دارند به همین خاطر زنان از شدت عواطف بیشتری برخوردار هستند که این مسأله به خودی خود برای زن، بسیار ارزشمند است چرا که غرایز و عواطف در آدمی سرچشمه همه نوع حرکت و فعالیت است و بنا بر تعبیر روانشناسان موتور اصلی حرکت و فعالیت مادامالعمر در انسان، عواطف میباشد و نوع و شدت و ضعف آن تأثیر خاصی در زندگی فردی، اجتماعی انسان دارد. البته باید توجه داشت که نقصان عقلی زن به تمامیت عقلی مرد و نقصان عاطفی مرد به تمامیت عاطفی زن ترمیم و جبران میشود و از آنجا که زندگی انسان و کمال او، هم محتاج زمینههای عاطفی و هم نیازمند عقل تمام میباشد، در این صورت یک زن و مرد با هم یک واحد تمام انسانی را میسازند. از دیدگاه اسلام نیز، زن و مرد هر دو در گوهر شریف انسانیت همتا و دارای مراتب کمالی واحدی هستند .در عین حال نظام زیبای آفرینش هر یک از این دو را با ابزارهای ویژه ای مجهز ساخته و به تناسب آن رسالت و مسوولیت خاصی نیز بر دوش هر کدام نهاده است . تجهیز هر یک از دو صنف فوق به گونه ای است که از ترکیبشان شرایط و بستر مطبوع و دلپذیری برای ایجاد خانواده و کانونی فعال و پر مهر و صفا پدید می آید. هر یک در کنار دیگری می تواند آرامش، سکون و شرایط استکمال را بیابد و همچنین زمینه مناسبی برای رشد و تربیت سالم فرزند به وجود می آید. در این تقسیم طبیعی آنچه معمولاً در مرد ظهور و بروز بیشتری دارد قدرت و توانایی بیشتر برای انجام کارهای سخت و طاقت فرسا نیز زیرکی و حسابگری در اموری است که به تیزبینی وکیاست نیازمند است و آنچه در زن نمود و پیدایی بیشتر دارد؛ لطافت، زیبایی، مهر، عاطفه، شور و احساس قلبی است در همین راستا اسلام در برنامه ریزی زندگی و در واگذاری مسؤلیتها و وظایف، هماهنگ با تفاوتهای آفرینش برنامه ریزی نموده است. برخی از مسؤلیتها و وظایف در زنان و مردان یکسان و برابر، برخی متفاوت و برخی ترجیحاً به یکی از این دو صفت واگذار شده است. خداوند حکیم از زیر و بم آفرینش انسان با خبر است، با وجود تفاوتها در آفرینش این دو بار مسؤلیت را هماهنگ با آن قرار داده است. به قول شاعر: جهان چون خط و خال و چشم و ابرو است که هر خیری به جای خویش نیکوست پی نوشت ها: 1. ر.ک: شرح نهج البلاغه، علامه جعفری.2. روح زن، جین ال ام بروز، ج1، ص19 ـ 20.
آیا از جنگ بین دو جنس (زن و مرد) خسته نشده اید؟
زنان و مردان باهم متفاوت هستند،
در این نکته تردیدی نیست.
ولی به جای تاکید روی کیفیت های منفی زن و مرد ،
چرا روی نقاط مثبت آنها تاکید نکنیم؟
بیایید از زبان مردان شروع کنیم:
زن ها مهربان ، عاشق و دلسوزند.
زن ها وقتی خوشحالند گریه میکنند.
زن ها برای نشان دادن توجه و علاقه همیشه کارهای کوچکی انجام میدهند.
زن ها برای دستیابی به بهترین چیزها برای همسر و فرزندانشان دریغ نمی کنند.
زن ها قدرت این را دارند که وقتی خیلی خسته هستند و نمی توانند روی پا بایستند ، لبخند بزنند.
زن ها می دانند چگونه یک وعده شام یا ناهار معمولی را به یک فرصت تبدیل کنند.
زن ها می دانند چگونه از پول خود بهترین استفاده را ببرند.
زن ها می دانند که چگونه یک دوست بیمار را تیمار کنند.
زن ها شادی و خنده را به دنیا ارزانی می دارند.
زن ها می دانند چگونه ساعت های متوالی کودکان را سرگرم کنند.
زن ها صادق و وفادار هستند.
زن ها در زیر آن ظاهر نحیف ، اراده پولادین دارند.
زن ها برای یاری رساندن به دوست محتاجشان، همه کار انجام می دهند.
زن ها از بی عدالتی به آسانی به گریه می افتد.
زن ها می دانند چگونه به یک مرد احساس پادشاه بودن بدهند.
زن ها دنیا را مکانی شادتر برای زندگی می سازند.
...
حالا از زبان خانم ها....:
مردان برای حمل اشیاء سنگین و کشتن سوسک و عنکبوتها خوب هستن و...
همه اش همین !.

از اینکه بخواهید اخلاق شریک زندگی تان را تغییر بدهید دست
بردارید، شما فقط می توانید خودتان را عوض کنید ...!
عشق حقیقی = یک عشق + یک عمر زندگی ...
از هرگونه رقابت با معشوق تان جداً بپرهیزید.
کفش هایش را واکس زده و براق کنید.
فهرستی متشکل از ده دلیل که شما او را از هر شخص
دیگری در دنیا بیشتر دوست دارید تهیه نمایید.
قبل از اینکه خیلی خسته بشوید به بستر بروید و پیش از خوابیدن کمی با هم حرف بزنید.
هرگز به خاطر اینکه شخصیت همسرتان را بالا ببرید شخصیت
خودتان را پایین نیاورید.
نشان بدهید که به حرف هایش اهمیت می دهید.
هر چه از شما خواست در اختیارش بگذارید.
هرگز همسرتان را در رابطه با خواسته ها و نیازهای تان تهدید
نکنید.
با خود بیاندیشید که اگر تنها یک سال از عمرتان باقی مانده
بود، چه تغییراتی در روابط تان ایجاد می کردید؟! پس شروع به
ایجاد آن تغییرات بکنید.
همیشه خودتان باشید ...! در غیر اینصورت مشکلات لاینحل
بسیاری از همسرتان پیدا خواهید کرد.
نسبت به تمام افراد و چیزهایی که همسرتان، تعلق خاطر دارد
مؤدب و با نزاکت باشید. چون نظر آنها نسبت به شما می تواند
تفاوت زیادی در نحوه و طرز تفکر او نسبت به شما ایجاد کند.
درباره نوع ارتباط تان حداقل هفته ای یک بار با هم صحبت کنید
تا مطمئن شوید همه چیز به آرامی و خوشی می گذرد. خیلی
سریع جلوی مشکلاتتان را بگیرید تا بیش از حد رشد نکنند و
دست و پای شما را نگیرند.
همیشه اجازه بدهید آخرین کلام را او بگوید.
- صمیمیت - شوخ طبعی - لیاقت و احترام
- صداقت - تفاهم و درک متقابل - خلوص نیت
- وفاداری - تحسین - علائق دوطرفه
- عطوفت و مهربانی - احترام و اعتماد - غم خواری
- دوستی - رفاقت - تعهد
- عشق - ملاحظه و تأمل - سازگاری
- حساس بودن - ادب و نزاکت - خنده رویی
- اعتماد - سخاوت - ایمان به یکدیگر
فهرستی از صفات خوب و برجسته اش تهیه کرده به او بدهید.
خودتان باشید
١-کلا هیچگونه مشکل جسمی وروحی ندارند...حالشون خوبه..سر و
مر وگنده..بزنم به تخته
٢-آرایش ٧٧ قلم...مانتو ولباس هوارتا...دورکمرفوق فوقش ٣٠...عطر
دست کم بری بری..ابرو به پهنای ۵ سانت(نجابت اولین شرط یه
دختره!)....موهای بدن شونصد سانت
٣-کلاس آشپزی ساناز وسانیا..گلدوزی..ملیله دوزی...منجوق
دوزی..ضربدردوزی...همه چی دوزی
۴-تفریحات کوه..دریا..جنگل..صحرا...غار...زیرزمین...!!!-فوشون قشنگ
(همون اوشون فشم)..تنگه واشی ..خلاصه هر جا که ددی
بردشون ...فوق فوقش یه سر دبی بزنن
۵-فهیمه رحیمی..نسرین ثامنی...م مودب پور..بربادرفته ٢٠٠
بار...آه..ناله..گریه ....زاری...
۶-داریوش ...گوگوش...سیمین غانم...تیر تو قلب...غروب دریا...اشک
چشم
٧-موبایل ایرانسل یا تالیا کافیه...گوشی هم یه ام پی تری پخش کنه با
اس ام اس کافیه..
٨-خط جدید اتوبوس راه افتاده عین هلو ..واسه چی پول تاکسی بدم؟
٩-ناهار با بروبچ ساندویچ تو بوفه دانشگاه...شام هم فری کثیف
١٠-ناهار تو دیگ درست میشه...ظرفا سرحوض شسته میشه...لباسا
هم تو تشت
واما بعد:
١-سردرد مزمن...٣٩ تا دندون خراب منهای دندونای عقل که باید کشیده
بشه..افسردگی پیش وپس اززایمان...موی درحال ریزش بااندکی
کچلی پراکنده...مرتیکه حقشه..پولشو بده..تازه دماغ و ساکشنو تاتوی
لب و ابرو مونده...
٢-کی حال آرایش داره بابا با این همه کار...مانتو ولباس
هوارهوارتا..دورکمر چه عرض کنم..عطر خورشت قرمه سبزی با بادمجون
سرخ کرده...ابرو کلا نیست(مدادمیکشن)...موهای بدن (دیگه نمیدونم
چه عرض کنم به خدا)
٣-کلاس فقط پیانو....آواز...رقص عربی..مدیتیشن...فنگ شویی
۴-تفریحات کلاردشت-باکو-تایلند..کوش آداسی..هر جایی که بلیطشو
میفروشن..پول هم نداری وام بگیر داداش..دلمون پوسید تو این
چاردیواری...دبی هم نمیام که دیگه خزشده
۵-کافکا- مارکز-هرمان هسه-دیده ها رو به افق دور-سیگار-قهوه-تف به
این زندگی بیهوده
۶-ساسی مانکن- تی ام-شادمهر عقیلیو نگو که دلم واسش غش
رفت...بربادرفته بیش از٢٠٠بار
٧-خط فقط ٩١٢ اونم کد١ گوشی یا ان ٩۶ یا دبلیو شونصد وپنجاه
٨-ماشین واسه خودم میخری..پول بنزین وسرویشم که وظیفته...من تو
این گرما با آژانسم بیرون نمیرم...
٩-ناهار فقط تو رستوران هیلتون یا شرایتون....شام هم هرجایی که
صورتحسابش بالای ١٠٠ تومن بشه..مام آبرو داریما
١٠-غذا فقط تو ١٠٠٠کاره مولینکس درست میشه نه تو چیزدیگه..حالا
خیلی بهت حال بدم مایکرویو میگیرم...لباس ها رو هم که ماشین فقط
میشوره..من تازه ناخون کاشتم...دستامم که به مایع ظرفشویی
همچین یهویی حساسیت پیدا کرده ماشین ظرفشویی ٢٠٠ نفره
بخر...ترجیحا میوه هم بشوره!!
توجیه شیطانی
دیروز یکی از رفقای شهرستانی زنگ زد و پرسید : آیا تماشای فیلمهای
مبتذل حرام است ؟ گفتم : بله . گفت : برای کسی که عادی شده
باشد چی ؟ ( متاسفانه این یکی از توجیه های شیطانی است که
برخی را با آن گول میزند . میگویند : از بس ترانه گوش دادیم برامون
عادی شده و تحریک آمیز نیست یا از بس عکس و فیلم اونجوری دیدم ،
شهوتمون تحریک نمیشه ) من بهش گفتم : اگه واسشون عادی شده
، پس چرا نگاه میکنند ؟!؟ گفت : همینجوری ، واسه ی سرگرمی !
گفتم :چرا نمیرن بجای این فیلمها ، فیلم راز بقا یا حیات وحش را ببینند
؟!؟ جوابی نداشت بدهد ، چون میدونست چرا !
.jpg)
| Design By : Pichak |

